تاريخچه کاربرد واکسن در ايمن سازی سگ های آلوده به لشمانيوز احشايی

تعداد مطالعات انجام شده در مورد ايمن سازی سگ ها عليه لشمانيوز احشايی بسيار اندک و با نتايج ضد و نقيضی همراه بوده است. مطالعات انجام شده در سال 1988 نشان داد که نه تنها واکسن سنتتيک تهيه شده از بعضی از اجزاء ليشمانيا در ايجاد محافظت سگ ها در برابر سوش احشايی ليشمانيا موثر نبوده، بلکه در مواردی حيوان را نسبت به ابتلا مجدد حساس تر نموده است. البته در اين بررسی از واکسن سنتتيک لشمانيا استفاده شده و نوع ادجوانت استفاده شده موراميل دی پپتيد بود که امروزه مشخص شده اين ماده به عنوان ادجوانت برای واکسن لشمانيا مناسب نمی باشد. تحقيقات مشابه ای در سال 1996 در کشور برزيل به عمل آمد که با نتايج مطلوبی همراه بود. اين بررسی بر روی 19 قلاده سگ انجام گرفت. از L.braziliensis جهت واکسيناسيون سگ ها و از L.chagasi جهت درگيری استفاده شد. در اين بررسی از 10 قلاده سگ گروه واکسينه فقط يک قلاده به لشمانيوز احشايی مبتلا شدند در حاليکه هر 9 قلاده سگ های گروه کنترل به اين بيماری مبتلا گرديدند.

 جهت ارزشيابی هر نوع واکسنی لازم است ابتدا بی خطر بودن آن و سپس ايمني زايی و آنگاه تاثير آن به دقت مورد بررسی قرار گيرد. (3) واکسن های حفاظت کننده توسط WHO عليه لشمانيوز احشايی به عنوان يک ابزار ممکن در ريشه کنی موثر بيماری و کاهش عرضه پارازيت به پشه خاکی و در نتيجه کاهش تعداد موارد انسانی  توصيه شده است. اگرچه واکسن های موثر عليه لشمانيوز احشايی برای انسان هم اکنون در دسترس نيستند و تنها مواردی از واکسن هايی عليه کالاآزار در سگ موجود است.Dunan و همکاران از لشمانيا اينفانتوم پروتئين های منجمد نيمه خالص شده استفاده کردند و در سال اول آزمايش نسبت معنی دار بيشتری از آلودگی را در سگ های واکسينه شده نسبت به گروه کنترل دريافتند. اين واکسن پس از آنکه در مدل موشی موثر واقع شد، در مقابل کالاآزار در سگ هيچ حفاظتی را نشان نداد.Mayrink و همکاران از ل. برازيلينسيس ليز شده همراه با واکسن BCG  استفاده کردند، سابقاً در مقابل لشمانيوز پوستی 50% حفاظت نشان داده بود، 90% حفاظت در سگ های آزمايشی آلوده به لشمانياز احشايی در لانه آنها نشان داد. اما زمانيکه در يک مطالعه نتوانستند تفاوت مهمی بين اين دارو و دارونما ايجاد کند با شکست مواجه شد.Ramiro و همکاران 60% حفاظت عليه آلودگی آزمايشی با L.infantum در سگ های ايمونيزه شده با پلاسميد حاوی ژن آنتی ژن LACK از L.infantum به دست آوردند. حفاظت در حيوانات واکسينه شده نسبت به گروه کنترل ( بدون درمان) به دين نحو حساب شد: افزايش IFN-γ، بيان IL-12، پاسخ تکثيری لنفوسيتی، نسبت IgG2/IgG1، به وسيله کاهش علائم بالينی، تعداد پارازيت ها در بافت هدف و بيان IL-4.

اخيراً اثر محافظتی برای واکسن FML(fucose mannose ligand) در لشمانيوز احشايی سگ گزارش شده است.

واکسن FML

فوکوز و مانوز شامل فراکسيون های غنی از گليکوپروتئين هستند که از پروماستيگوت های Leishmania donovani به دست می آيد و آن را ليگاند FML می نامند. اين ماده قوياً آلودگی ماکروفاژ توسط پروماستيگوت و آماستيگوت L.donovani در محيط کشت را در مدل موشی مهار می کند. آنتی ژن FML در سطح انگل طی چرخه زندگی آشکار می شود، در موش و خرگوش بسيار ايمونوژن و حساس است. فرمولاسيون FML-saponin بدون خطر، ايمونوژن و محافظت کننده نشان داده شده است. {در فاز 1 و2  آزمايش روی موش Balb/c(87.7%کاهش بار انگل)، موش آلبينو سوئيسی (93-73%) و در همستر سيبريايی (84%)}. در مناطقی از برزيل که هم در انسان و هم در سگ لشمانيوز احشايی اندميک است، در فاز 3 آزمايش در سگ ها 92% کارآيی و 95% حفاظت ايجاد شد. حفاظتی که از طريق واکسن  FML-Quillaja saponin(QuilA) القا شد به مدت 3.5 سال بعد از واکسيناسيون برجای ماند. در اين زمان واکسن ها واکنش داخل جلدی و سرم مثبت بيشتری نشان داند، بدون حضور هيچ DNA انگل و عدم حضور انگل در پونکسيون مغز استخوان. از طرف ديگر گروه کنترلی که سالين دريافت می کردند PCR مثبت برای DNA انگل نشان دادند؛ همچنين در مغز استخوان آماستيگوت ها يافت شدند (بدون واکنش پوستی). پس از آن واکسن FML-QuilA حفاظت مهم، طولانی و قوی را در مقابل کالاآزار سگ القا کرد. حفاظت موثری که توسط واکسن FML در فاز 3 آزمايش به دست آمد، چشم انداز وسيعي در مورد استفاده از واکسيناسيون در سگ ها عليه کالاآزار در مناطق اندميک را گشود.

 در اکثر موارد بايد سگ هاي آلوده را واکسينه کرد و بيشتر به دنبال درمان ايمونولوژيکي در واکسن FML باشيم تا پيشگيري. همچنين به ارتباط بين شکست شيمي درماني در لشمانيوز احشايي و اثر منفي آن در کنترل اپيدميولوژي بيماري  رسيدگي شود، امکان استفاده از واکسن های حفاظت کننده در ايمني درماني سگ هاي آلوده دلگرم کننده تر و عامه پسندتر هستند از کنترلي که بر مبناي کشتار حيوانات آلوده بود.

کارايي ايمني درماني با واکسن FML-saponin در موش هاي Bslb/c آلوده با L.donovani ثابت شد که افزايش ويژه اي در IgG1, IgG2a, IgG2bو پاسخ DTH به پروماستيگوت هاي ليز شده و پاسخ تکثيري سلول هاي گانگليوني در مقابل آنتي ژن FML و کاهش سطح سرمي IL-10 نشان مي دهند. به طور هم زمان کاهش موثری در بار انگلی کبد تنها در حيوانات درمان شده با واکسن ديده شد.

درصد متوسط لنفوسيت هاي CD4 در حيوانات آلوده به لشمانيوز احشايي طبيعي 20.47%، سطح CD4 به دست آمده در حيوانات واکسينه شده با L.infantum 35% و حيوانات واکسينه شده با FML-QuilA 43.30% و واکسينه شده با FML-saponin 44.94%. سگ هايي که با L.infantum واکسينه شدند، در سطح CD8 کاهش نشان دادند (16.4%)، اما حيوانات واکسينه شده با FML-QuilA و FML-saponin افزايش قابل توجهي را نشان دادند. (56.02%,38.18%) همانطور که مشخص است افزايش در صد لنفوسيتي در واکسن FML-QuilA نسبت به FML-saponin بيشتر بوده که ممکن است به دليل ترکيب متفاوت اين دو مخلوط باشد يا اينکه زمان ارزيابي متفاوت بوده است. (1)

در مطالعه ديگري، از FML به عنوان يک واکسن مسدود کننده انتقال در لشمانيوز احشايي در سگ ياد شده. واکسن هاي مسدود کننده انتقال نوعي از استراتژي کنترل براي بيماري هاي تک ياخته اي منتقل شونده از راه وکتور هستند. آنتي بادي هاي افزايش يافته در ميزبان واکسينه شده سيکل اپيدميولوژيک را قطع کرده و از توسعه انگل در حشره ناقل جلوگيري مي کند. آنتی ژن FML انگل Leishmania donovani در ترکيب با saponin (FML vaccine- lishmune) 92-97% حفاظت عليه ليشمانيوز احشايي در سگ ايجاد مي کند. در اين بررسي توانايي FML در مهار اتصال پروماستيگوت هاي پروسيکليک L.donovani و L.chagasi به معده تشريح شده Lutzomia longipalpis مورد سنجش قرار گرفت. دوز مهاري در پروماستيگوت هاي لشمانيا دونوواني (80%)، نسيت به لشمانيا شاگاسي بيشتر بود (P<0.001). در اين بررسي واکسن ليشمون را يک TBV(transmission blocking vaccine) معرفي کردند که آنتي بادي هاي بارز شده در سرم سگ، حتي 12 ماه بعد از واکسيناسيون منجر به حفاظت موثر مي شود (79.3%). (2)

بحث و نتيجه گيري

تا زمانی که هيچ درمان موثري براي لشمانيوز احشايي در سگ پيدا نشود، سگ هاي آلوده در طبيعت در حفظ انگل به عنوان مخزن عمل مي کنند و به دنبال آن باعث آلودگي در انسان مي شوند.

نتايج بزرگي که در اين مطالعه به دست آمد بدين صورت بود:

1. تاخير در تظاهرات باليني بيماري و کاهش قطعي مرگ در سگ هاي آلوده به لشمانيوز احشايي.

2. اين يافته مي تواند در کنترل اپيدميولوژيکي اهميت خود را نشان دهد؛ نشان داده شد که سگ هاي واکسينه شده سالم مي مانند و احتمالاً براي پشه خاکي ها آلوده کننده نباشند.

پاسخ حفاظت کننده به دست آمده عليه ليشمانيوز احشايي در سگ با واکسن FML بيش از آن مقداري بود که توسط Guarga و همکاران گزارش شده بود؛ (از يک دوره واکسيناسيون با ليشمانيا اينفانتوم ليز شده همراه درمان گلوکانتيم استفاده کردند) اثرات حفاظت با معيارهايي به دين نحو گزارش شد: بهبودي باليني عمومي (10/7 از حيوان ها)، کاهش قابل توجه نسبت آلودگي براي پشه خاکي هايي که از آنها تغذيه مي کردند، افزايش نسبت سلول هاي لنفوسيتي T خصوصاً CD4/TCRαβ+ و CD4/CD45RA+. اگرچه آسپيراسيون گره هاي لنفاوي همچنان مثبت باقي مانده بودند.

در سگ هاي درمان شده به روش ايمونوتراپي در مناطق اندميک حفاظت گزارش شد. در سگ هاي گروه کنترل 37% مرگ در اثر کالاآزار گزارش شد حال آنکه در گروه واکسينه هيچ مرگي گزارش نشد. با توجه به سطوح اندازه گيري شده آنتي بادي در اين آزمايش اين گونه نتيجه گيري مي شود که، غالب بودن پاسخ IgG2 يا برابري IgG1 نشان دهنده حفاظت عليه فعال شدن بيماري است.

نسبت طبيعي لنفوسيت هاي CD4 و CD21 که توسط آناليز FACS در PBMC* نشان داده شد؛ در سگ هايي که واکسينه شده بودند، دلالت دارد بر موقعيت غير عفوني آن.

با توجه به آنچه تا کنون به دست آمده، عمليات کنترل اپيدميولوژيک به صورت از بين بردن سگ هاي آلوده و عدم وجود درمان شيميايي مناسب، واکسن FML-saponin ممکن است به عنوان ابزار جديدي مطرح شود که براي کنترل لشمانيوز احشايي در سگ در طبيعت به کار رود. (1)


 

منابع

 

1)     Patricia-cabrera G et al, Effective immunotherapy against canine visceral Leishmaniasis with the FML- vaccine, volume22, issue17-18, 2 Jun 2004, p2234- 2243.

2)     Elvira M.saraiva et al, The FML- vaccine (lishmune®) against canine visceral Leishmaniasis: Atransmission blocking vaccine, vaccine, volume 24, issue 13, 20 March 2006, p 2423- 2431.

3)     محبعلی م، تهيه واکسن کشته ليشمانيا و ارزشيابي تجربي آن به منظور کنترل لشمانيوز احشايي در سگ ها، مجله بهداشت ايران، سال 27، شماره 4، 1377.

4)     C.L barbieri, Immunology of canine leishmaniasis, parasite immunology, volume 28, issue 7, page 329, July 2006.