کنفرانس درس اپیدمیولوژی
گروه نمونه شامل افرادي كه اثر يا بيماري را نشان ميدهند ميشود. در انتخاب اين نمونه ميتوان از اسناد پزشكي يا مصاحبه محقق استفاده كرد. بهتر است نمونهها بر اساس معيارهايي انتخاب شوند كه با علم آمارقابل قياس و اندازهگيري باشد.
گروه كنترل شامل افرادي است كه اثر مورد مطالعه را نشان نميدهند و ممكن است نسبت به گروه نمونه يك گروه كنترل يا بيشتر انتخاب شود. در اين راستا مطالبي چند بايد مد نظر باشند:
براي مثال زمانيكه بيماريهاي قلبي مورد مطالعه هستند، ممكن است يافتهها به اين نتيجه برسند كه تمامي نمونههاي مورد مطالعه داراي وزن سنگين هستند و گروه كنترل اين ويژگي را ندارند. ممكن است در اين مطالعه اضافه وزن به عنوان يك risk factor در بيماري قلبي در نظر گرفته شود. اما احتمالاً متغيرهاي ديگري با اثر حقيقي نيز در اين رابطه وجود دارند و ما به اشتباه نتيجه را تنها به يك فاكتور نسبت دادهايم.
گاهي در مطالعات ممكن است اثر يك پديده را به اشتباه به پديدهاي ديگر نسبت دهيم و در نتيجهگيري دچار گمراهي شويم.
انتخاب نمونهها:
نقطه شروع اكثر مطالعات مورد شاهدي، شناسايي نمونه مورد مطالعه است كه به يك تعريف مناسب نياز دارد.
در انتخاب گروه نمونه دقت شود كه تمايل به يك سمت در انتخاب رخ ندهد. به صورت رايج ترجيح داده ميشود كه از بروز به جاي شيوع استفاده كنند. چراكه بروز نهتنها تحت تاثير ريسك گسترش بيماري است، بلكه از فاكتورهايي كه طي بيماري رخ ميدهند نيز اثر ميپذيرد.
انتخاب گروه كنترل:
به طور ايدهآل گروه كنترل بايد دو شرط لازم را تا حدي داشته باشد:
۱. در انتخاب هر معياري براي تطابق بايد دقت شود كه گروه كنترل نيز به همان ميزان كه گروه نمونه در معرض risk factor بوده، در معرض واقع شوند.
۲. در معرض قرار گرفتن گروه كنترل بايد با همان دقتي اندازهگيري شود كه نمونهها با آن دقت اندازهگيري شدهاند.
براي انتخاب گروه كنترل ميتوان از جمعيت همگاني و عمومي استفاده كرد. اين انتخاب داراي مزايايي است، احتمال اينكه گروه كنترل نيز در معرض risk factor واقع شده باشند وجود دارد و ميتواند نمايانگر افرادي باشد كه به عنوان نمونه در معرض خطر گرفته شدهاند. اما ايرادي كه وجود دارد اين است كه ممكن است تشخيص exposure در آنها قابل قياش با نمونه نباشد، خصوصاً اگر گردآوري اطلاعات از طريق يادآوري شخصي در افراد باشد. در اين روش افرادي كه به عنوان نمونه انتخاب ميشوند، خود مشتاق هستند بدانند كه چه چيز باعث بروز بيماري در آنها شده و از اين رو بهتر ميتوان آنها را تحريك كرد كه آنچه را در گذشته بر آنها گذشته بازگو كنند، اما افرادي كه در گروه كنترل هستند چنين اشتياقي ندارند.
گاه داشتن شرح و تفسير از دو گروه كنترل با دو نوع منبع مختلف كمككننده است و از سمتگيري و تمايل به يكسو پيشگيري ميشود. زمانيكه گروه كنترل و نمونه در دسترس باشند، بهتر است كه انتخاب از هر دو گروه به تعداد مساوي باشد تا مطالعه كاراتر شود.
معين كردن exposure: در بسياري از مطالعات مورد شاهدي تعيين exposure بر اساس فراخوان شخصي انجام ميگيرد كه در آن از پرسشنامه يا مصاحبه استفاده ميكنند. اعتبار اينچنين اطلاعاتي وابسته به موضوع است. گاهي مواقع exposure بر اساس سوابق گذشته بهدست ميآيد. در صورتيكه اين سوابق عاقلانه و منطقي بهدست آمده باشند، اكثر مواقع معتبرتر و صحيحتر از حالتي است كه بر حافظه افراد تكيه دارد. از پروسههاي بيولوژيك هم ميتوان استفاده كرد. اما اين پروسهها تحت تاثير زمان ممكن است دچار تغيير شوند.
نقاط ضعف مطالعات مورد شاهدي:
يكي از كاستيهاي بزرگ مطالعات مورد شاهدي اين است كه يك احتمال خطر واقعي از ريسك فاكتور در مورد موضوع مورد بررسي به ما نميدهند و براي اصلاح اين اطلاعات لازم است كه دادههايي از خارج ما را ياري كنند. مشكل ديگر در آميختگي نتايج است. براي مثال در مطالعات كشته شدگان تصادف جادهاي اين يافته بهدست آمد كه كساني كه از كمربند ايمني استفاده ميكنند، حدود 80% كمتر از افراد ديگر آسيب جدي يا مرگ در تصادف رنج ميبرند.
اما زمانيكه افرادي كه در صندلي جلو مينشينند، كمربند ميبندند و كسانيكه كمربند نميبندند مقايسه شدند نتيجهاي نصف حالت قبل بهدست آمد.
از ارتباط بين ويتامين و سرطان، آنتيبيوتيك و آسم، حشيش با بيماري رواني جنون بحث ميشود كه هر كدام در مقياس كم در مطالعات مورد شاهدي تشخيص دادهشدهاند، اما در نشان دادن اثر در اجتماع شكست خوردهاند.
مشكل اساسي ديگر به اين موضوع برميگردد كه به دليل گذشتهنگر بودن مطالعه، پژوهشگر كنترل محدودي روي طراحي روشهاي نمونهگيري از جمعيت و روي ماهيت و كيفيت متغيرهاي مستقل دارد.
نقاط قوت اين روش: اين مطالعه نسبت به مطالعات آيندهگر ارزانتر و سريعتر ميباشد. بيشتر در موارد نادر و مواردي كه به سرعت به نتيجه ميرسند مفيد است.
انگل شناسي